تفاوت برنامه کاری و برنامه قراردادی در سنجش تعهدات و کنترل پروژه
در هر پروژه، یک سؤال مهم وجود دارد. پروژه طبق کدام برنامه پیش میرود؟ برنامهای که تیم اجرا هر روز با آن کار میکند؟ یا برنامهای که در قرارداد ثبت شده است؟ پاسخ این سؤال ساده نیست. چون هر برنامه، نقش متفاوتی دارد. یکی برای اجرای پروژه است. دیگری برای سنجش تعهدات قراردادی استفاده میشود. به همین دلیل، تفاوت برنامه کاری و برنامه قراردادی اهمیت زیادی دارد. اگر این تفاوت درست فهمیده نشود، کنترل پروژه دچار خطا میشود. گزارش پیشرفت مبهم میشود. تحلیل تأخیرات هم اعتبار خود را از دست میدهد.
برنامه پروژه فقط یک نمودار گانت نیست. برنامه، زبان مشترک پروژه است. با برنامه میتوان توالی فعالیتها، منابع، مسیر بحرانی، شناوری و تعهدات زمانی را توضیح داد. اما همین برنامه در دو سطح استفاده میشود.
سطح اول، اجرای روزمره پروژه است. در این سطح، برنامه کاری به تیم اجرا کمک میکند. تیم پروژه میتواند منابع را مدیریت کند. جبهههای کاری را تنظیم کند. با محدودیتهای واقعی کارگاه کنار بیاید.
سطح دوم، تعهدات قراردادی است. در این سطح، برنامه قراردادی یا Baseline اهمیت پیدا میکند. این برنامه، مبنای رسمی سنجش انحرافات و تأخیرات است. همچنین در لایحه ادعا و دفاع قراردادی نقش اصلی دارد.
بنابراین، تفاوت برنامه کاری و برنامه قراردادی فقط یک بحث نرمافزاری نیست. این موضوع، یک اصل مهم در مدیریت پروژه است.
برنامه کاری چیست؟
برنامه کاری، برنامه اجرایی پروژه است. این برنامه برای مدیریت روزمره کارگاه استفاده میشود. تیم پروژه با آن فعالیتها را هماهنگ میکند. منابع را کنترل میکند. جبهههای کاری را اولویتبندی میکند. برنامه کاری باید با واقعیت پروژه هماهنگ باشد. اگر یک جبهه کاری آزاد نشود، برنامه باید تغییر کند. اگر مصالح دیر برسد، برنامه باید به روز رسانی شود. اگر نقشهها با تأخیر ابلاغ شوند، برنامه کاری باید اثر آن را نشان دهد.
به همین دلیل، برنامه کاری ماهیتی پویا دارد. این برنامه ممکن است چندین بار اصلاح شود. هدف آن این است که پروژه متوقف نشود. هدف آن، هدایت اجرا در شرایط واقعی است. اما پویایی به معنی بینظمی نیست. برنامه کاری باید منطق فنی داشته باشد. روابط بین فعالیتها باید درست تعریف شوند. مسیر بحرانی باید قابل پیگیری باشد. شناوریها هم باید واقعی باشند.
در اینجا تفاوت برنامه کاری و برنامه قراردادی روشن میشود. برنامه کاری برای مدیریت اجراست. اما برنامه قراردادی برای سنجش تعهدات رسمی استفاده میشود.
برنامه قراردادی چیست؟
برنامه قراردادی، برنامه مبنای پروژه است. این برنامه معمولاً در ابتدای پروژه تهیه و تصویب میشود. سپس بهعنوان معیار رسمی زمانبندی شناخته میشود. برنامه قراردادی نشان میدهد پروژه باید چگونه پیش میرفت. هر فعالیت باید در چه زمانی شروع میشد. هر فعالیت باید چه زمانی تمام میشد. و تاریخ پایان پروژه طبق قرارداد چه بوده است.
این برنامه، مبنای تحلیل تاخیرات است. اگر پروژه دچار انحراف شود، باید نسبت به برنامه قراردادی بررسی شود. اگر تاریخ پایان تغییر کند، اثر آن باید روی برنامه مبنا سنجیده شود. به همین دلیل، برنامه قراردادی به راحتی تغییر نمیکند. هر تغییر در آن باید مستند باشد. همچنین باید با تأیید رسمی انجام شود. چون این برنامه، سندی برای دفاع قراردادی است.
بنابراین، تفاوت برنامه کاری و برنامه قراردادی در سطح اعتبار آنهاست. برنامه کاری اجرایی و قابل تغییر است. برنامه قراردادی رسمی و قابل استناد است.
چرا نباید این دو برنامه را با هم اشتباه گرفت؟
اشتباه گرفتن این دو برنامه، یکی از خطاهای رایج پروژههاست. گاهی آخرین برنامه کاری جای برنامه مبنا را میگیرد. گاهی هم برنامه قراردادی خشک و قدیمی، بهجای ابزار اجرایی استفاده میشود.
هر دو حالت خطرناک است. چون هدف این دو برنامه یکی نیست.
- برنامه کاری برای اجراست.
- برنامه قراردادی برای ارزیابی است.
اگر مرز این دو مشخص نباشد، گزارشها دچار تناقض میشوند. مکاتبات مبهم میشوند. جلسات کنترل پروژه هم به نتیجه روشن نمیرسند. در چنین شرایطی، تحلیل تاخیرات هم سخت میشود. چون مشخص نیست تأخیر نسبت به کدام برنامه محاسبه شده است. آیا مبنا برنامه کاری بوده؟ یا برنامه قراردادی؟
پس تفاوت برنامه کاری و برنامه قراردادی باید از ابتدای پروژه روشن شود. همه ذینفعان باید این مرز را بدانند. مدیر پروژه، واحد کنترل پروژه، تیم قراردادی، مشاور و کارفرما باید زبان مشترک داشته باشند.
نقش برنامه کاری در کنترل پروژه
برنامه کاری ابزار اصلی کنترل اجرایی است. این برنامه به تیم پروژه کمک میکند تصمیمهای کوتاهمدت بگیرد. همچنین وضعیت واقعی کارگاه را بهتر تحلیل کند. در کنترل پروژه، اطلاعات روزانه اهمیت زیادی دارد. گزارش پیشرفت، وضعیت منابع، محدودیتهای کارگاهی و رخدادهای اجرایی باید وارد برنامه شوند. اگر این اطلاعات ثبت نشوند، برنامه از واقعیت فاصله میگیرد.
برنامه کاری باید بهروز باشد. اگر بهروز نباشد، فقط یک سند نمایشی است. چنین برنامهای در جلسهها نمایش داده میشود. اما برای تصمیمگیری کاربرد واقعی ندارد.
یک برنامه کاری خوب، مسیر اجرا را شفاف میکند. مشخص میکند کدام فعالیت عقب افتاده است. نشان میدهد کدام جبهه کاری نیاز به منابع بیشتری دارد. همچنین کمک میکند برنامه جبرانی طراحی شود.
در این بخش، تفاوت برنامه کاری و برنامه قراردادی دوباره مشخص میشود. برنامه کاری برای اقدام سریع است. برنامه قراردادی برای قضاوت درباره تعهدات زمانی است.
نقش برنامه قراردادی در تحلیل تاخیرات
تحلیل تأخیرات بدون برنامه قراردادی معتبر، ناقص است. برای سنجش تأخیر، ابتدا باید مبنا مشخص باشد. این مبنا همان برنامه قراردادی است. برنامه قراردادی نشان میدهد پروژه باید طبق چه مسیر زمانی حرکت میکرد. پس هر انحراف باید نسبت به آن بررسی شود. اگر یک فعالیت دیر شروع شود، باید اثر آن سنجیده شود. اگر فعالیتی دیر تمام شود، باید مشخص شود روی مسیر بحرانی بوده یا نه.
در تحلیل تأخیرات چند سؤال مهم مطرح میشود:
- آیا تأخیر روی مسیر بحرانی اثر داشته است؟
- آیا شناوری فعالیت مصرف شده است؟
- آیا تاریخ پایان پروژه جابهجا شده است؟
- آیا تأخیر ناشی از کارفرما بوده یا پیمانکار؟
پاسخ این سؤالها بدون برنامه مبنا دقیق نیست. به همین دلیل، برنامه قراردادی باید از ابتدا قابل دفاع باشد. اگر روابط منطقی ضعیف باشند، تحلیل تأخیرات هم ضعیف میشود. اینجاست که تفاوت برنامه کاری و برنامه قراردادی اهمیت عملی پیدا میکند. برنامه کاری رخدادهای اجرا را نشان میدهد. برنامه قراردادی اثر آن رخدادها را بر تعهدات زمانی مشخص میکند.
برنامه قراردادی باید قابل دفاع باشد
برنامه قراردادی فقط برای دریافت تأیید اولیه نیست و تفاوت برنامه کاری و برنامه قراردادی در همینجا اهمیت پیدا میکند. این برنامه باید در آینده هم قابل دفاع باشد، مخصوصاً زمانی که پروژه وارد بحث تأخیرات یا ادعا میشود و تفاوت برنامه کاری و برنامه قراردادی مبنای تحلیل قرار میگیرد. برای این کار، چند اصل مهم وجود دارد. ساختار شکست کار باید منطقی باشد. روابط پیشنیازی باید واقعی باشند. مدت فعالیتها باید قابل توجیه باشد. مسیر بحرانی باید شفاف باشد. شناوریها نیز باید درست محاسبه شوند.
اگر برنامه قراردادی ضعیف باشد، لایحه ادعا هم ضعیف میشود. چون تحلیل تأخیرات بر پایه همین برنامه انجام میشود. وقتی مبنا قابل دفاع نباشد، نتیجه تحلیل هم محل تردید خواهد بود.
در مقابل، یک برنامه قراردادی دقیق، قدرت دفاع پروژه را بالا میبرد. چنین برنامهای در جلسات قراردادی، مذاکرات و بررسی ادعاها کاربرد جدی دارد. بنابراین، تفاوت برنامه کاری و برنامه قراردادی در کیفیت مستند سازی هم دیده میشود. برنامه کاری باید کاربردی باشد. برنامه قراردادی باید مستند، رسمی و قابل دفاع باشد.
نقش MSP در مدیریت این دو برنامه
نرمافزار Microsoft Project یا MSP ابزار مهمی در برنامهریزی و کنترل پروژه است. با MSP میتوان برنامه کاری تهیه کرد. همچنین میتوان برنامه مبنا را ثبت کرد. پیشرفت پروژه را هم میتوان در آن به روز رسانی کرد.
اما MSP فقط ابزار است. نرمافزار بهتنهایی مشکل را حل نمیکند. تیم پروژه باید بداند هر فایل چه جایگاهی دارد. یک فایل میتواند برنامه کاری باشد. فایل دیگر میتواند برنامه قراردادی باشد. یک نسخه دیگر هم ممکن است برنامه جبرانی باشد.
اگر نسخهها درست مدیریت نشوند، ابهام ایجاد میشود. در چنین شرایطی، تفاوت برنامه کاری و برنامه قراردادی نیز بهدرستی قابل تشخیص نخواهد بود. بعد از مدتی مشخص نیست کدام برنامه مبناست یا کدام برنامه فقط برای اجرای داخلی تهیه شده است.
برای جلوگیری از این مشکل، باید نامگذاری نسخهها دقیق باشد. تاریخ تهیه و بهروزرسانی مشخص شود. وضعیت تأیید هر برنامه هم ثبت شود. توجه به تفاوت برنامه کاری و برنامه قراردادی در این مرحله اهمیت زیادی دارد. این کار باعث شفافیت در کنترل پروژه میشود.
در محیط MSP نیز تفاوت برنامه کاری و برنامه قراردادی باید کاملاً مشخص باشد. داشتن چند فایل کافی نیست. مهم این است که هر فایل نقش مشخصی داشته باشد.
ارتباط برنامه کاری با گزارش پیشرفت
گزارش پیشرفت زمانی ارزش دارد که به برنامه متصل باشد. اگر گزارشها از برنامه جدا باشند، فقط عدد تولید میکنند. اما اگر به برنامه کاری وصل شوند، به ابزار تصمیمگیری تبدیل میشوند.
برنامه کاری پایه گزارشهای روزانه، هفتگی و ماهانه است. این برنامه نشان میدهد چه فعالیتی انجام شده است. چه فعالیتی عقب افتاده است. و کدام بخش پروژه نیاز به پیگیری دارد. داشبوردهای مدیریتی هم بر همین اساس ساخته میشوند. این داشبوردها وضعیت پروژه را شفافتر میکنند. مدیر پروژه میتواند پیشرفت، تأخیر، منابع و ریسکها را سریعتر ببیند.
اما باید دقت کرد که گزارش پیشرفت جای برنامه قراردادی را نمیگیرد. گزارش ها وضعیت اجرا را نشان میدهند. برنامه قراردادی مبنای سنجش تعهدات است. به همین دلیل، تفاوت برنامه کاری و برنامه قراردادی در گزارش دهی هم مهم است. برنامه کاری وضعیت امروز پروژه را نشان میدهد. برنامه قراردادی نشان میدهد پروژه نسبت به تعهدات رسمی در چه وضعیتی قرار دارد.
نقش پرومن در تفکیک این دو برنامه
گروه مهندسی پرومن در همین نقطه وارد عمل میشود. یعنی جایی که برنامهریزی، کنترل پروژه، تحلیل تأخیرات و لایحه ادعا به هم وصل میشوند. در پروژهها، فقط داشتن برنامه کافی نیست. برنامه باید دقیق باشد. باید قابل پیگیری باشد. باید بتواند هم به اجرا کمک کند و هم در زمان اختلاف قابل استناد باشد.
پرومن با رویکردی مسئله محور به پروژه نگاه میکند. هدف، کاهش ابهام و افزایش شفافیت است. برای همین، برنامه زمانبندی باید با محدودیتهای واقعی پروژه هماهنگ شود. از طرفی، برنامه مبنا باید قابلیت دفاع قراردادی داشته باشد. این نگاه باعث میشود تفاوت برنامه کاری و برنامه قراردادی در پروژه روشن بماند. نتیجه آن، کنترل بهتر زمان، گزارشدهی دقیقتر و تحلیل تأخیرات قابل اتکاتر است.
جمع بندی
در پایان باید گفت برنامه کاری و برنامه قراردادی مکمل یکدیگر هستند. اما نباید بهجای هم استفاده شوند. برنامه کاری برای اجرای پروژه است. این برنامه پویا، اجرایی و قابل تغییر است. با واقعیت کارگاه حرکت میکند. به تیم پروژه کمک میکند تصمیمهای سریعتر و دقیقتری بگیرد.
برنامه قراردادی برای سنجش پروژه است. این برنامه رسمی، مستند و قابل استناد است. مبنای تحلیل تاخیرات، تمدید مدت پیمان و لایحه ادعا قرار میگیرد. پس تفاوت برنامه کاری و برنامه قراردادی یک موضوع مهم در مدیریت پروژه است. این تفاوت به تیم پروژه کمک میکند اجرای روزمره را از تعهد قراردادی جدا کند. همچنین باعث میشود گزارشها، مکاتبات و تحلیلها دقیقتر شوند.
پروژهای موفقتر است که این مرز را از ابتدا بشناسد. چنین پروژهای هم در اجرا منظمتر است. هم در زمان اختلاف، مستندتر و قابل دفاعتر عمل میکند.
گروه مهندسی پرومن؛ جایی که برنامه، با واقعیت پروژه همقدم میشود.


بدون دیدگاه